محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
893
آثار عجم ( فارسى )
نقاشان شيراز بر اهل خبرت و بصيرت ، اين معنى واضح و لايح باد كه مقصود ما از نقّاش ، آنكس نيست كه فقط پيشهاش ، نقش و نگار باشد يا رنگآميز سقف و جدار ؛ بلكه مراد نقّاشى است كه از روى برهان ، نقشها نگارد و در اين فن ، استادى ، كار دارد و مستور نيست كه نقّاش ناگزير است از داشتن چند علم ؛ از جمله : - علم هندسه ؛ زيرا كه تمام نقوش در عالم اجسام ، به حسب هيأت ، مركّبند از اشكال هندسى - از خط و دايره و مثلّث « 1 » و مربّع « 2 » و مخمّس و نحوها باقسامها و مدرّج و ذو الشرّف و اهيلجى و شلجمى و نعلى و غير ذلك - كه اگر اين علم را نداند ؛ تركيب و تقسيم اشكال را نتواند . - از جمله علم مناظر و مرايا كه شمّهاى از آن را سابقا در اين كتاب مرقوم داشتيم كه اگر اين علم را دارا نباشد ، قرب و جوار و مسافت ميان اشكال را در نگارش به ميزان خود ، نخواهد كشيد . پس از اين تقريرات ، مبرهن شد كه علم نقّاشى - يعنى آنكه از روى برهان است - از تمام علوم در صنايع [ 547 f ] مشكلتر و صعبتر خواهد بود چو [ ن ] اگر در يكى از صنعتهاى معموله ، نقصى يا قصورى ، عيبى يا فتورى به هم رسد ، همه كس ملتفت نشود ؛ مگر كسى كه از روى فطرت سليم و سليقهء مستقيم دريابد كه مثلا پايهء فلان سرير را نجّار بلند نموده يا دامن فلان لباس را خيّاط كوتاه كرده يا بالفرض ، فلان حلقه را صيّاغ « 3 » خرد ريخته يا فلان كاسه را نحّاس « 4 » كلان ساخته و در صورتى هم كه به آن معايب كس برخورد ، اشياى مذكوره باز به كار آيد و استعمال را مىشايد ؛ امّا در عمل نقّاشى و
--> ( 1 ) . مثلّث ، باقسامها ، يعنى اگر هر سه ضلع آن متساوى باشد ، آن را متساوى الاضلاع خوانند و اگر دو ضلعش متساوى بود ، آن را متساوى السّاقين نامند و اگر هيچكدام برابر نبود ، مختلف الاضلاع دانند . ( 2 ) . مربّع باقسامها ، يعنى قسمى است كه اضلاعش متساوى باشد و زوايايش قائمه ؛ قسمى اضلاع آن متساوى نباشد و زوايا قائمه باشد و قسمى متساوى نباشد و زوايا قائمه باشد و قسمى به عكس مذكور و قسمى نه اضلاع متساوى باشد و نه زوايا قائمه ؛ هر كدام را نامى نهادهاند و اقسام ديگر هم دارد . [ مؤلّف در اين قسمت ، نامهايى را نوشته و جايى را هم براى توضيح خالى گذاشته ؛ ولى توفيق تكميل آنها را نيافته است . ] ( 3 ) . صيّاغ : زرگر را گويند . ( 4 ) . نحّاس : مسگر است .